الاحوازجهانحقوق بشر

تناقض موضع رضا پهلوی در مورد تمامیت ارضی ایران با دموکراسی، حقوق بشر و حق تعیین سرنوشت

تناقض موضع رضا پهلوی در مورد تمامیت ارضی ایران با دموکراسی، حقوق بشر و حق تعیین سرنوشت

۱۵ فوریه ۲۰۲۵ – رضا پهلوی، ولیعهد سابق ایران، در یک کنفرانس با حضور حامیان خود اعلام کرد که حفظ تمامیت ارضی ایران شرط اصلی او برای همکاری با احزاب و گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی است. او بارها تأکید کرده است که هرگونه تغییر سیاسی در ایران باید در چارچوب مرزهای کنونی این کشور صورت گیرد.

در ظاهر، این موضع به نظر می‌رسد که تلاشی برای حفظ وحدت ملی باشد، اما در واقعیت، این دیدگاه در تضاد آشکار با اصول دموکراسی، حقوق بشر و حق تعیین سرنوشت ملت‌های تحت سلطه ایران قرار دارد.

۱. حق تعیین سرنوشت در حقوق بین‌الملل

حق تعیین سرنوشت یکی از اصول اساسی حقوق بین‌الملل است که به‌صراحت در ماده ۱ منشور سازمان ملل متحد، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR)، میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (ICESCR) و بسیاری از قطعنامه‌های مجمع عمومی سازمان ملل ذکر شده است.

بر اساس این اصول، تمامی ملت‌ها حق دارند سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را بدون دخالت خارجی تعیین کنند.

برای دهه‌ها، ملت‌های عرب احوازی، بلوچ، کرد، ترک‌های آذربایجان جنوبی، ترکمن و دیگر گروه‌های تحت ستم بارها خواستار اجرای این حق بوده‌اند، اما هم حکومت پهلوی و هم جمهوری اسلامی این مطالبات را با سرکوب نظامی و سیاسی پاسخ داده‌اند.

قطعنامه ۲۶۲۵ مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصریح می‌کند:

“هرگونه تلاش برای سرکوب حق ملت‌ها در تعیین سرنوشت خود، نقض آشکار اصول حقوق بین‌الملل است.”

اصرار رضا پهلوی بر حفظ مرزهای کنونی ایران، این حق اساسی را نادیده می‌گیرد و در برابر خواسته‌های مشروع ملت‌های غیر فارس می‌ایستد.

۲. تضاد تمامیت ارضی با دموکراسی و حقوق بشر

دموکراسی بر اساس اراده و انتخاب مردم بنا شده است و هر ملت باید حق داشته باشد که آزادانه درباره آینده خود تصمیم بگیرد. با این حال، شرط غیرقابل مذاکره رضا پهلوی برای حفظ مرزهای ایران، ساختاری سیاسی را بر این ملت‌ها تحمیل می‌کند که در تضاد مستقیم با اصول دموکراسی و حقوق بشر قرار دارد.

حق تعیین سرنوشت بر تمامیت ارضی مقدم است. تحمیل مرزهای کنونی بدون در نظر گرفتن اراده ملت‌هایی که درون این مرزها زندگی می‌کنند، نوعی استبداد و نقض حقوق بشر محسوب می‌شود.

تاریخ نشان داده است که ملت‌های تحت سلطه ایران هرگز به‌طور داوطلبانه به چارچوب دولت مرکزی ایران نپیوسته‌اند، بلکه با سرکوب نظامی و سیاست‌های استعماری داخلی در این ساختار نگه داشته شده‌اند.

۳. مبارزات تاریخی ملت‌های تحت ستم برای استقلال و حقوق خود

بررسی تاریخ معاصر ایران نشان می‌دهد که ملت‌های غیر فارس هیچ‌گاه تحت حاکمیت ایران به حقوق خود دست نیافته‌اند. برخی از این مبارزات شامل موارد زیر است:

  • ملت عرب احوازی: از سال ۱۹۲۵ علیه اشغال و استعمار فارس مبارزه کرده و همچنان خواستار استقلال است.
  • ملت بلوچ: سال‌ها از سرکوب، فقر و سیاست‌های تبعیض‌آمیز حکومت مرکزی رنج برده و بارها برای حقوق ملی خود قیام کرده است.
  • ملت کرد: در طول تاریخ قیام‌های متعددی علیه اشغال ایران انجام داده و همواره در پی ایجاد یک کشور مستقل بوده است.
  • ترک‌های آذربایجان جنوبی: هرگز تاریخ جمهوری آذربایجان تحت رهبری پیشه‌وری را فراموش نکرده و دهه‌ها برای استقلال مبارزه کرده‌اند.

موضع رضا پهلوی چیزی جز تداوم سیاست‌های سرکوبگرانه سلسله پهلوی در انکار هویت ملی و سرکوب زبانی این ملت‌ها نیست.

۴. تکرار سیاست‌های استبدادی و انکار حقوق ملت‌ها

شرط رضا پهلوی برای حفظ تمامیت ارضی ایران نه‌تنها با دموکراسی و حقوق بشر همخوانی ندارد، بلکه نقض آشکار حق تعیین سرنوشت ملت‌های تحت سلطه ایران است.

اصرار او بر حفظ تمامیت ایران در واقع ادامه سیاست‌های سرکوبگرانه پهلوی‌ها و جمهوری اسلامی علیه ملت‌های غیر فارس است.

جامعه بین‌المللی، سازمان‌های حقوق بشر و سازمان ملل متحد باید فشار بیشتری بر چهره‌های اپوزیسیون مانند رضا پهلوی وارد کنند تا اصول دموکراسی، حقوق بشر و حق تعیین سرنوشت برای ملت‌های تحت ستم در ایران رعایت شود.

ملت‌های غیر فارس حق دارند خود تصمیم بگیرند که آیا می‌خواهند در چارچوب ایران باقی بمانند یا به استقلال کامل دست یابند.

هیچ نیروی سیاسی نمی‌تواند حق قانونی و مشروع این ملت‌ها را انکار کند. تحقق دموکراسی و آزادی واقعی تنها از طریق تعیین سرنوشت و استقلال ملی امکان‌پذیر است.

حسین بوعذار اهل احواز است و به عنوان یک مدافع پرشور حقوق بشر شناخته می‌شود. او به شدت به میراث عربی احوازی خود متصل است و آثار ادبی او سختی‌هایی را که این جامعه با آن مواجه است روشن می‌کند. به عنوان یک منتقد صریح رژیم ایران، حسین شجاعانه به نقض جدی حقوق بشر که بر اعراب احوازی تحمیل شده است، می‌پردازد. از طریق روایت‌های قوی خود، او در تلاش است تا آگاهی بین‌المللی را نسبت به چالش‌هایی که اعراب احوازی با آن مواجه‌اند افزایش دهد. نثر او به عنوان ندایی برای جهانی که به حقوق ذاتی هر فرد، صرف نظر از ریشه‌های قومی یا پیشینه‌شان احترام می‌گذارد، طنین‌انداز می‌شود.

مرکز حقوق بشر احوازی

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا