
مرکز حقوق بشر احواز – بریتانیا قتل دردناک و تکاندهنده رضا ناصری مفرد (حمیداوی)، جوان ۲۱ ساله اهل عبادان (آبادان)، را نمونهای آشکار از خشونت ساختاری، پنهانکاری سازمانیافته و ناکامی سیستماتیک رژیم استبدادی و اشغالگر ایران در حفاظت از جان شهروندان میداند. این پرونده نشاندهنده نقش مستقیم نیروهای امنیتی و نهادهای وابسته به حاکمیت مرکزی در ایجاد یک چرخه گسترده از سرکوب، تحریف حقیقت و مداخله غیرقانونی در روند قضایی است. رضا، دانشجوی مهندسی و ساکن شاهینشهر اصفهان، تنها برای عیادت از پدربزرگ بیمار خود به عبادان (آبادان) سفر کرده بود، اما شامگاه چهارشنبه ۴ تیر ۱۴۰۴، هنگام تردد در خیابان پیروز، توسط افرادی که خود را بسیجی معرفی میکردند و فاقد هرگونه مجوز قانونی، کارت شناسایی یا حکم تیر بودند، با شلیک مستقیم گلوله به سر جان باخت. نوع شلیک و شرایط حادثه بهروشنی نشان میدهد این واقعه نه خطا بلکه اقدامی عمدی و خارج از چارچوب قانون بوده است.
پس از قتل، عامل شلیک برای ساختن یک روایت جعلی، لاستیکهای خودروی رضا ناصری مفرد (حمیداوی) را سوراخ کرد تا حادثه را تعقیبوگریز جلوه دهد. این در حالی بود که گزارش کارشناسی نخست، شلیک را کاملاً عمدی اعلام کرده بود. با این حال، تحت فشار نهادهای امنیتی وابسته به رژیم استبدادی و اشغالگر ایران، گزارش دوم تهیه شد و قتل «غیرعمد» معرفی گردید. این مداخله سیستماتیک و آشکار، نفوذ نیروهای امنیتی اشغالگر ایران در دستگاه قضایی عبادان (آبادان) و دیگر شهرهای احواز را نشان میدهد و تلاش برای جلوگیری از اجرای عدالت را به وضوح نمایان میسازد.
چند ساعت پس از حادثه، نهادهای امنیتی تابع رژیم اشغالگر ایران مدعی شدند از خودرو تجهیزات مشکوک کشف شده است، ادعایی که مشابه بسیاری از سناریوهای جعلی سالهای گذشته، بدون هیچ سند، عکس یا گزارش رسمی مطرح شد. در هیچ مرحله از بازجویی یا جلسات قضایی، مدرکی برای تأیید این ادعا ارائه نشد. وکلای خانواده این اظهارات را ساختگی و تلاشی آشکار برای توجیه قتل یک شهروند بیگناه دانستهاند.
خانواده ناصری مفرد (حمیداوی) طی ماههای گذشته تحت فشارهای امنیتی شدید قرار داشتهاند، فشارهایی شامل تهدید، تماسهای هشدارآمیز و تلاش برای مجبور کردن آنان به رضایت. این اقدامات، که توسط نهادهای امنیتی وابسته به رژیم استبدادی انجام شده، در کنار محدودسازی دسترسی وکلا، نشاندهنده تلاش برای خاموش کردن صدای خانواده و مسدودکردن مسیر دادخواهی است. با وجود این فشارها، خانواده تأکید کردهاند تحت هیچ شرایطی به مصالحه، دیه یا معامله تن نخواهند داد و تنها خواست آنان رسیدگی مستقل و عادلانه، بدون تأثیرگذاری نیروهای امنیتی است.
پیکر رضا پس از چند روز تأخیر و با نظارت سنگین نهادهای امنیتی به خانواده تحویل داده شد و مراسم خاکسپاری در شرایط کنترلشده برگزار گردید. چهار روز بعد، پدربزرگ رضا نیز بر اثر فشار روحی ناشی از این فاجعه جان باخت، اتفاقی که ابعاد انسانی این جنایت را دوچندان میکند. انتقال ناگهانی پرونده از عبادان (آبادان) به احواز، تغییر محتوای گزارشهای کارشناسی و دستکاری نتایج اولیه، آزادسازی سریع متهم و تناقضهای آشکار در روند بررسی پرونده توسط قوه قضائیه تحت نفوذ نهادهای امنیتی وابسته به رژیم استبدادی و اشغالگر ایران، نشان میدهد سیستم قضایی نه تنها مستقل عمل نکرده، بلکه عملاً در مسیر حفاظت از عاملان قتل قرار گرفته است. این عملکرد اعتماد جامعهٔ احواز و شهرهای آن را به شدت خدشهدار کرده و بار دیگر بحران عمیق عدالتستیزی را آشکار ساخته است.
خانواده ناصری مفرد (حمیداوی) بارها اعلام کردهاند که مبارزه آنان تنها محدود به مطالبه عدالت برای فرزندشان نیست، بلکه هدف اصلیشان جلوگیری از تکرار فجایع مشابه و مقابله با چرخه خشونت و فرار عاملان از هرگونه پاسخگویی است که سالهاست بر ملت احواز سایه افکنده است.
مرکز حقوق بشر احواز – بریتانیا از تمامی شهروندان، شاهدان، همسایگان و کسانی که اسناد، تصاویر یا اطلاعات مرتبط دارند، درخواست میکند آنها را در اختیار این مرکز قرار دهند تا مستندسازی و پیگیری حقوقی این پرونده با قدرت بیشتری ادامه یابد. پنهانکاری، فشار امنیتی و انحراف روند قضایی توسط نهادهای امنیتی وابسته به رژیم استبدادی و اشغالگر ایران نمیتواند جای عدالت را بگیرد.
گزارش از:
فيصل عساکرة
۱۱ آذر ۱۴۰۴ / ۲ دسامبر ۲۰۲۵
مركز حقوق بشر احواز – بريتانيا
https://acfh.info



